صفحه اصلی / دانستنی های قبل ازدواج / آمادگی برای بزرگترین مسئولیت زندگی

آمادگی برای بزرگترین مسئولیت زندگی

رسیدن به بلوغ روانی و اجتماعی
هر فردی سه مرحله از بلوغ را طی می کند: بلوغ جسمانی، بلوغ روانی و بلوغ اجتماعی. بلوغ جسمانی، آغاز تغییر در سطح هورمون های جنسی است که باعث تغییرات جسمی و روانی در فرد می شود و بلوغ روانی معمولا ۳ تا ۴ سال پس از بلوغ جسمانی اتقاق می افتد. نوجوانان در این مرحله به ثبات و آرامش نسبی روانی می رسند و با تسلط روان بر جسم است که حالت خودشیفتگی و بروز عشق های رمانتیک افزایش می یابد، بلوغ اجتماعی آخرین مرحله بلوغ است كه حدود ۴- ۳ سال پس از بلوغ روانی ایجاد می شود، در این مرحله از بلوغ نیز، احساس مسئولیت نسبت به دیگران، غلبه بر احساس ، علاقه به ازدواج و برقراری روابط عمیق و پایدار در فرد بوجود می آید. بلوغ روانی و اجتماعی بیش از بلوغ جسمانی در امر ازدواج حائز اهمیت است، چه بسا بسیاری از جوانان به صرف رسیدن به بلوغ جسمانی تن به ازدواج می دهند در حالی که هرگز از شایستگی های بلوغ روانی و اجتماعی که برای موفقیت زناشویی لازم و ضروری است، برخوردار نیستند.

 

ازدواج در سن تحول هرگز شایسته نیست

 

ثبات و قرار
ازدواج در سن تحول هرگز شایسته نیست. دختر و پسر باید در اصول و جنبه های اصلی زندگی، تغییرات و دگرگونی های کلی آن به یک  ثبات و قرار رسیده باشند تا بتوانند برای ازدواج اقدام کنند، به دیگر سخن ، باید هویت یابی کرده باشند تا بتوانند به صورت یک بزرگسال به زندگی نگاه کنند و  برای یک عمر زندگی تصمیم بگیرند یعنی حداقل یک و یا دو سال به یک سبک و روش مشخص و پایدار فکر و رفتار کنند. شاید در نظر نگرفتن همین عامل مهم است که باعث می شود ازدواج دختر و پسر هجده و یا نوزده ساله معمولا با شکست همراه باشد چرا که هر دو مدام در حال تغییر هستند، آنچه را امروز دوست دارند، فردا روز دوست نخواهند داشت و آنچه را اکنون می پذیرفتند و می پسندیدند، در آینده نمی پذیرند و نمی خواهند. به همین جهت رسیدن به مرحله ثبات و قرار  اهمیت ویژه ای در امر ازدواج دارد. آنهایی که به قرار واقعی نرسیده اید، اگر به قرار موقت بسنده کنند، بی شک پس از مدتی از نقطه قرار می گذرند و آن رابه فرار تبدیل می کنند و این همان چیزی است که در برخی از زندگی زوج های جوان به کرات قابل مشاهده است، افراد به جای این که به قرارشان بروند به دنبال فرارشان هستند. بنابراین فرد تا زمانی که در مسیر تغییر حرکت می کند، هرگز آمادگی لازم برای درگیری با یک تعهد بلند مدتی چون ازدواج را ندارد.

سلامت فیزیکی و روانی
یکی از باورهای اشتباه رایج در فرهنگ ما این است که درمان هر درد بی درمان جوان را ازدواج می دانند، مثلا به والدین افراد مبتلا به بیماران روانی می گویند: اگر زنش/ شوهرش بدهید خوب می شود! این در حالی است که ازدواج، راه حل مناسب برای درمان هیچ بیماری نیست. به هوش باشید و تا  از سلامت جسمانی و روانی خود اطمینان حاصل نکرده اید، هرگز ازدواج نکنید. یک مورد بسیار مهم دیگر این است که مطمئن شوید به لحاظ جنسی مشکلی ندارید، یعنی برای یک ازدواج موفق، سلامت فیزیکی و روانی مخصوصا سلامت جنسی مهم است.

مسئولیت و تعهد
اولین گام ورود به عرصه زندگی زناشویی، پذیرش احساس مسئولیت و تعهد است، اگر فرد متعهد و مسئولی نیستید، بپذیرید که امروز وقت ازدواج شما نیست. برای سنجش میزان مسئولیت، بهتر است سوالات زیر را از خود بپرسید: چقدر برای موفقیت و خوشبختی خود تلاش کرده اید؟ تا به چه  حد موفق بوده اید؟ چقدر در قبال خود و سرنوشت تان احساس تعهد می کنید؟ به هنگام مواجهه با مشکلات زندگی چگونه رفتار می کنید؟ سهم دیگران در تصمیمات مهم زندگی شما چقدر است؟ و…

اگر با ارزیابی پاسخ های خود، متوجه حس مسئولیت در خود شدید، می توانید آمادگی خود برای ازدواج را اعلام کنید، چه بسا وقتی شما مسئولیت خود در زندگی را پذیرفته باشید، می توانید مسئولیت حضور دیگری در کنارتان را هم بپذیرید. مساله تعهد در ازدواج به این معناست که من با دیگری قراری می گذارم که خوب است و پای آن می مانم وقتی که بد است. بنابراین در بحث ازدواج، اگر خود را فردی بی اراده می بینید و یا مسئولیت ان را به دوش والدین تان می گذارید، باید بپذیرید اهل تعهد نیستید و به درد ازدواج نمی خورید.

درباره amin

این مطالب را نیز ببینید!

روش سنتی جوابگوی ازدواج‌های امروزی نیست؟

«آدم باید هم تیپ خود را پیدا كند! این خواستگاری هم وصله تن ما نبود …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *