خانه / مشاوره / چند همسری و تبعات آن

چند همسری و تبعات آن

خیال می کردم او مجرد است
فریبا چند سال است که همسر دوم محسن شده است. وقتی از او می پرسیم که چرا همسر دوم شدی می گوید:

من و محسن ده سال با هم دوست بودیم. در تمام این مدت تصور می کردم او مجرد است. وقتی اصرار داشتم که رابطه دوستی را تمام کنیم و ازدواج کنیم او بعد از ده سال اعتراف کرد که همسر و دو فرزند دارد. در آن زمان آنقدر وابسته او شده بودم که دیگر نتوانستم از او جدا شوم و نهایتا با هم ازدواج کردیم…

از تنهایی خسته شده بودم
پرستو می گوید:  چند سالی بود که والدینم را از دست داده بودم. همه خواهر و برادرها هم ازدواج کرده و سر زندگی خود بودند. بازنشسته هم شده بودم و دیگر واقعا تنها شده بودم. احساس بی پناهی می کردم. وقتی به طور اتفاقی در پارک با حمید اشنا شدم بدون اینکه همسر و فرزند داشتن وی برایم مهم باشد برای فرار از تنهایی رابطه را ادامه دادم تا کار به ازدواج رسید..

از نوجوانی عاشقش بودم
میترا از نوجوانی عاشق محمود بود. وقتی خبر ازدواج محمود به گوش میترا رسید او ماهها دچار افسردگی شد در نهایت هم به خاطر فرار از این وضعیت روحی وارد ازدواج با سعید شد. ازدواج وی با سعید هم دیری نپایید. آنها از هم جدا شدند و میترا باز تنها شد و به یاد محمود افتاد. او دیگر آن دختر کم روی سابق نبود. به بهانه های مختلف به مغازه محمود رفت و آمد می کرد تا این که بالاخره کار به ازدواج رسید.

فرصتهای ازدواج را از دست داده بودم
سودابه می گوید: سالها بود که دیگر خواستگار مناسبی نداشتم. آن قدر درگیر ادامه تحصیل و سپس کار شده بودم که اصلا فراموش کردم می توانم ازدواج هم بکنم. ناگهان به خودم آمدم و دیدم چهل سالگی را پشت سر گذاشته ام، پدرم را از دست داده ام و تمام خواستگارانم شرایط مناسبی مانند سابق ندارند.

 

 

درباره‌ی amin

همچنین ببینید

چطوری میشه عادت های بد فراموش کنیم

چون همانطور که از اسمشان پیداست آن ها عادت هستند و چون عادت در درونتان شکل گرفته ترک کردن آن کار سختی است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *